پیش از دهه 50 میلادی، شرکتها فقط واحدهای فروش داشتند، اما با آغاز «عصر بازاریابی» در این دهه، بازاریابی بهصورت رسمی شکل گرفت. در این دوره، تمرکز از بازار فروشنده به بازار خریدار منتقل شد و نیازهای مصرفکننده در مرکز توجه شرکتها قرار گرفت. حتی واحدهای تولیدی موظف شدند پیش از تولید، نیازهای مشتریان را شناسایی کنند تا محصولات مطابق خواسته آنها تولید شود. این تغییر نگرش موفقیتهای بلندمدتی برای شرکتها به همراه داشت.